سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

...صدا کن مرا

خوشبختی یعنی

بعد از گذشت دو سال

هنوز هم همسرت

هربار نگاهت می کند

لبخند بزند..


نوشته شده در سه شنبه 92/4/25ساعت 12:49 صبح توسط ساجده کاف نظرات ( ) |

شاید همه ی روزهای زندگی زیبا نباشند...

اما

من و تو روزهای زیبای زیادی را باهم سپری کرده ایم؛

هم روزهای بارانی زیادی در کنار هم عاشقانه خیس شدیم،

هم روزهای آفتابی زیادی در کنار هم شادمانه گرم شدیم.

همین در کنار هم بودن ها خودش خوشبختیست...

 

 


نوشته شده در جمعه 91/11/20ساعت 7:56 عصر توسط ساجده کاف نظرات ( ) |

موجود عجیبی است انسان

به درد هم عادت می کند، حتی!


نوشته شده در دوشنبه 91/1/28ساعت 10:52 صبح توسط ساجده کاف نظرات ( ) |

- ...دوستت دارم چون دوستت دارم...


نوشته شده در چهارشنبه 90/9/23ساعت 6:42 عصر توسط ساجده کاف نظرات ( ) |

دلم تنگ شده بود برای از حفظ خواندن آیه آیه ی قرآنت
برای اینکه چشمانم را ببندم و با صوتی که حین خواندن هر آیه ای می آید بخوانمت
چطور می توانم بخوانمت و بغض نکنم وقتی این همه دورم... این همه بدم....
دلم برایت تنگ شده قرآن
دلم برایت تنگ شده خدا
امشب شب اول ماه رمضان است...
عطر رمضان در تمام وجودم پیچیده.
دارم از شوق مهمانیت بال در می آوردم...
کمک کن مهمان لایقی باشم.....


نوشته شده در دوشنبه 90/5/10ساعت 11:59 عصر توسط ساجده کاف نظرات ( ) |

چهارم شعبان یک هزار و چهارصد و سی و دو هجری قمری،
پانزدهم تیرماه هزارو سیصد و نود هجری شمسی
شب میلاد امام سجاد(ع)، در حرم امام رضا(ع)، رواق دارلحجه
عروس حضرت زهرا(س) شدم...


نوشته شده در یکشنبه 90/4/19ساعت 10:14 عصر توسط ساجده کاف نظرات ( ) |


-آقا این دو جفت کفش رو بگیر،
یه جفتش کفش های دل یه بنده خداییه!


نوشته شده در شنبه 90/4/11ساعت 2:11 عصر توسط ساجده کاف نظرات ( ) |

هرچه دارم از تو دارم...


نوشته شده در سه شنبه 90/3/24ساعت 8:29 عصر توسط ساجده کاف نظرات ( ) |

گاهی آنقدر گرفتار روزمـــرگی می شوم ، آنقدر در دایره ی کارها و درس ها و زندگی ام محبوس می شوم که حتی از خدا هم غافلم....
در پیچ و تاب کارهایم مدام به خودم گوشزد می کنم که حواست هست چند وقت است عاشقانه با خدا حرف نزده ای؟ حواست هست چند وقت است گفت و گویت با خدا خلاصه شده در نماز های یومیه بی حضور قلب... این حق خدا نیست، حواست هست؟
خدایا مرا ببخش، من در تب و تاب کارهایم گرفتار شده ام و چند وقتیست حق بندگی ات را به درستی ادا نکرده ام، مرا به بزرگی ات ببخش و عشقت را در دلم روز به روز بیشتر و بیشتر کن.........
می خواهم باز هم عاشقانه بگویم: الهی و ربی من لی غیرک...
و چشم هایم خیس شود از عشق به تو....
 



نوشته شده در شنبه 90/3/14ساعت 10:22 عصر توسط ساجده کاف نظرات ( ) |

وقتی با حسرت خیره می شوم به عکس حرمت یعنی دوباره دلم پر کشیده برایت.
برای نفس کشیدن در هوای حرمت... برای گنبد طلایت...


نوشته شده در سه شنبه 90/3/10ساعت 10:42 عصر توسط ساجده کاف نظرات ( ) |


Design By : Pichak